(شبلی شمیل ( از پیشتازان مكتب مادیگری

در فضایل امیرالمؤمنین (ع) می گوید:

"پیشوا علی بن ابیطالب(ع) ، بزرگ بزرگان، یگانه نسخه ای است كه نه شرق و نه غرب ، نه در گذشته و نه در امروز صورتی مطابق این نسخه ندیده است..."

) جرج جرداق( نویسنده مشهور مسیحی

می نویسد:

"چه می شد بر تو ای دنیا، اگر نیروهای خود را جمع می كردی و در هر زمانی یك علی می آوردی با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش."

استاد امین نخله( یكی از دانشمندان مسیحی)

در خصوص اوج تأثیر كلام علی(ع):) می نویسد

"هر گاه كسی بخواهد بیماری روح وروان خود را درمان كند، باید به گفتار امام علی(ع) در نهج البلاغه روی آورد و راه و روش زندگی را در پرتو این كتاب ارزشمند بیاموزد."

عبدالله بن عباس

، كه ازجمله مفسرین بزرگ مسلمان- خصوصاً اهل سنت- محسوب می شود، علم خود و صحابه را در برابر علم علی(ع) چونان قطره ای از دریا می داند و در مورد آن حضرت می گوید:" آیه ای در قرآن نیست، مگر آن كه علی، مصداق بارز آن است، خداوند یاران پیامبر را در جاهای بسیاری مورد سرزنش قرار داده است، لیكن درباره علی( ع) جز خیر و نیكی یاد نكرده است.

: میخائیل نعیمه، نویسنده صاحب نظر و متفكر انسانی مسیحی عرب

هیچ مورخ و نویسنده ای هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردی ممتاز برخوردار بوده باشد، نمی تواند قیافه كاملی از انسان بزرگی مانند علی(ع) در مجموعه ای كه حتی دارای هزار صفحه باشد، ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح بدهد. تفكرات و اندیشه های آن مرد عرب و گفتار و كرداری را كه میان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است. تفكرات ، ایده ها و گفتار و كردار او خیلی بیش از آن بوده است كه با دست و زبان و قلم وی بروز كرده و در تاریخ ثبت شده است.

می گوید:" تعجب من ازاین كه علی بن ابیطالب برتمام مسائل علمی، قضائی و فقهی احاطه دارد ، نیست ، بلكه تعجب من ازاین است كه اوهرگونه سؤال مشكلی را درهرموردی كه باشد بلافاصله وفوری وبدون اندیشه وتامل جواب می دهد"

) عبدالفتاح عبدالمقصود، ( نویسنده و دانشمند مشهور مصری

می نویسد:

پس از محمد (ص) كسی را ندیده ام كه شایسته باشد پس از او قرار گیرد، یا بتواند در ردیفش بیاید، جز پدر فرزندان پاك و برگزیده پیغمبر( علی بن ابی طالب) و من در این سخن به طرفداری تشیع وارد نشده ام، بلكه این رایی است كه حقایق تاریخ به آن گویاست. او، برترین مردی است كه مادر روزگار تا پایان عمر خود چون او نزاید، و اوست كه هرگاه هدایت طلبان به جستجوی اخبار و گفتارش برآیند، از هر خبری برای آنان شعاعی می درخشد، آری او مجسمه ای از كمال است كه در قالب بشریت ریخته شده است."

جبران خلیل جبران( نویسنده معروف مسیحی)

می نویسد:" علی از جهان درگذشت، در حالیكه شهید عظمت خود شد. در حالی كه نماز میان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبریز بود. عرب حقیقت مقام و قدر علی را نشناخت، تا از میان همسایگان پارسی آنان، مردمی به پا خاستند و بین گوهر و سنگ ریزه را فرق گذاشتند. "

بارون كاردایفو ( دانشمند فرانسوی)

می نویسد:

علی مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخیله خود اوست، پهلوانی بود كه درعین دلیری ، دلسوز و رقیق القلب، و شهسواری بود كه در هنگام رزم آرایی، زاهد از دنیا گذشته بود. به مال و منصب دنیا اعتنایی نداشت و در حقیقت ، جان خود را فدا نمود. روحی بسیار عمیق داشت كه ریشه آن ناپیدا بود و در هر جا خوف الهی آن را فرا گرفته بود. "

در حقیقت باید گفت، سخن گفتن درباره علی (ع) ، ابرمرد جهان اسلام و انسانیت ، كاری است بس دشوار و سنگین كه هر   كس را توان قلم رسایی و سخن گفتن درباره آن نیست

علی(ع) وجودی است چند بعدی و جامع اضداد؛ شجاع است و پرصلابت ، سخنوری است بلیغ و فصیح. در محراب عبادت ، عابدی است، گریان و لرزان و زاهدی است خدا ترس. حاكمی است مدیر، سیاستمداری است مدبر و بخشنده ، ایثارگری است توانا، رهبری است قاطع ، پیوسته با حق است و حق با او، در اجرای حق پر صلابت و سخت گیر، خصم ظالمان است و یاور مظلومان. او امیرمؤمنان است و سرور عارفان و در عین حال پناهگاه یتیمان و بی سرپرستان و ستم دیدگان، دلی دارد جوشان از عواطف انسانی و ترحم به زیردستان، در عین قدرت و سخاوت ، ژنده پوشی است كارگر و كشاورز، حكیمی است بصیر و داوری است دادگر و بی گذشت . به راستی كه شناخت گوشه ای از این دریای ناپیدا و اسوه فضیلت و تقوا و دانش ، برای كسی امكان ندارد، مگر خدایی كه خالق اوست و پیغمبری كه مربی و معلم اوست و اولاد طاهرینش (ع) كه پرورش یافتگان مكتب اویند.

امام علی(ع) ، بنده راستین حق بود كه حجاب های نور را در نوردیده و به محبوب خویش پیوسته بود . علی(ع) همان شخصی است كه پا بر شانه پیامبر گذاشت و بت های جاهلیت را شكست، او همان شیرمردی است كه در لیلة المبیت در بستر پیامبر خوابید و نقشه شوم كفار را نقش برآب كرد، او كه گنجینه اسرار خدایی است، خود را با فرودست ترین انسان ها یكسان می بیند، با آن ها هم سفره می شود و در كنار تنورشان می نشیند، آتش را به جان می خرد تا برای كودكان یتیم كه گمان می كنند علی از یادشان غافل مانده است، نانی تهیه كند، شب هنگام تنها و بی یاور، انبان آذوقه و آرد را بر شانه می گذارد و به صورت ناشناس خانه به خانه درها را به صدا در می آورد تا فقیران با شكم  گرسنه سر بر بالین نگذارند.

علی (ع) اگر رنگ خدا نمی داشت و مردی الهی نبود، فراموش شده بود. علی (ع) نه تنها با كشته شدنش نمرد، بلكه زنده و زنده تر شد